X
تبلیغات
برنامه آموزش در دوره پیش از دبستان - لزوم توجه به بازی، اکتشاف، و خلاقیت

برنامه آموزش در دوره پیش از دبستان

دل فرزند نورس مانند زمین خالی از گیاه است،هر بذری در آن افشانده شود می پذیرد...(مولا علی(ع)

لزوم توجه به بازی، اکتشاف، و خلاقیت

      یکی از راههای شکوفا ساختن خلاقیت در کودکان بازی است. بازی فعالیتی است که باعث سرزندگی و شادابی کودکان شده و از طریق آن می توان بسیاری از مسایل را به کودکان آموزش داد. در این مجموعه به دنبال آن هستیم تا اهمیت و ضرورت سه  مفهوم اساسی فوق را مورد بررسی و مداقه قرار دهیم و آموزشی را در این دوره اثر بخش بدانیم که به جای قرار دادن کودکان در یک قالب خاص و از قبل تعریف شده و در چارچوب موضوعات کاملا مشخص و محدود و در یک فضای بسته، توام با بازی بوده و فراتر از قالبهای متداول قرار گیرد. بازی به دلیل آنکه فرصت هایی را برای ارایه پاسخ های گوناگون به موقعیت های یکسان تدارک می بیند، از ارزش بسیاری در رشد خلاقیت برخوردار می باشد.

خلاقیت:

     در ادبیات، منطق و روانشناسی مساله «خلاقیت» در بحث از هوش ، تفکر و استدلال مطرح می شود. روانشناسان و جامعه شناسان اهمیت و ارزش خلاقیت را برای فرد و جامعه ضروری دانسته و روی آن تاکید نموده و آن را عاملی برای پیشرفت و ترقی به حساب می آورند. اصولا خلاقیت به معنای توان افراد برای تولید افکار یا دستاورد های نو، از هر نوع که باشند ، تعریف شده است. شعاری نژاد معتقد است برای رشد و پرورش خلاقیت در کودکان باید: (شعاری نژاد، 1380، ص594)

1- جوی را بوجود آورد که خلاقیت را تشویق کند، از اضطراب خالی باشد یا آن را به حداقل رساند.

    2- کودکان را به «کوشش و کشف کردن» و گفتن «چرا، نه» برانگیزاند.

   3- فراموش نکرد که تشویق انتخاب، خلاقیت کودکان را پرورش می دهد.

   4- در مواقعی که نیاز است، برای یاری رساندن به کودک اعلام آمادگی نمود، ولی تا حد امکان باید از دخالت خود داری نمود.

   5- باید فعالیت های خلاق گوناگون را فراهم نمود.

     برای تربیت کودکان خلاق باید محتوایی را فراهم نمود که مشوق تفکر واگرا باشد، یعنی مسایل به طوری طرح گردد که کودکان توان دادن چندین پاسخ - ولو غلط - را داشته باشند. نه این که صرفا فقط یک پاسخ برای آن سوال متصور باشد، در عین حال باید به پاسخ های کودکان احترام گذاشته و در صورت غلط بودن پاسخ فورا اعلام ننمایید که پاسخ غلط است، به آنها اعتماد به نفس بدهید تا پاسخ های خود را بیان نمایند.

     تورنس معتقد است انسان برای بقا نیازمند است قدرت خلاق کودکان را توسعه و مورد استفاده قرار دهد، زیرا خلاقیت بشر مهمترین اسلحه او است و با آن می تواند فشارهای روحی ناشی از زندگی روزانه و نیز فشارهای ناشی از امور فوق العاده را از بین ببرد. (تورنس1968 )

     رشد و پرورش خلاقیت از اهمیت بسیاری برخوردار بوده وخانه و مدرسه با توجه به میزان زمانی که کودک در آن سپری می نماید می تواند تقویت کننده و بارور کننده خلاقیت باشد و از سویی دیگر می تواند مانع و مخرب بزرگی در مسیر خلاقیت باشد. تجربه های مدرسه می تواند نقش مهمی در رشد خلاقیت   دانش آموزان داشته باشد. حسینی در مقاله اش با عنوان نقش معلم در رشد خلاقیت دانش آموزان، چندین عامل را در رشد خلاقیت در دوره دبستان موثر می داند که این عوامل شامل معلم، متون، امکانات آموزشی، جو حاکم بر محیط آموزشی می باشد، در عین حال معتقد است که همین عوامل می تواند نقش مخرب توانایی خلاقیت را در دانش آموزان ایفا نماید. وی معلم را مهمترین عامل ظهور یا تباهی خلاقیت قلمداد نموده و عللی را برای آن بر می شمارد :( حسینی، 1380، ص 290-284)

1)            عدم شناخت فرآیند خلاقیت

2)            عدم انگیزه در کار

3)            عدم اعتماد به نفس

4)            عدم شناخت و کاربرد روش های تدریس فعال و خلاق

5)            عدم تسلط بر کار و موضوع درسی

6)            محدودیت های ناشی از مسایل انضباطی، ارزیابی و قوانین و مقررات و آیین نامه ها

     از این گونه بی توجهی به خلاقیت می توان به مثالی اشاره نمود که مفیدی در کتاب خود بیان می نماید و از طریق آن تفکر واگرا و همگرا را مورد بررسی قرار می دهد: او معتقد است در کلاسهای درسی و محیط آموزشی فعلی، تفکر همگرا همیشه مورد تشویق و پاداش قرار می گیرد و نوع تفکر واگرا مورد تمسخر قرار  می گیرد و یا واپس زده می شود. به عنوان مثال وقتی معلم از دانش آموز می خواهد نام چند پرنده را بگوید و او نام چند پرنده را درست بیان می کند مورد تشویق قرار می گیرد، اما اگر همین دانش آموز بیان کند که هواپیما یک پرنده آهنین است جای تعجب نیست که معلم او را به خاطر چنین پاسخی تنبیه کند و در گوشه کلاس نگه دارد.(مفیدی،1372،ص 182)

        مفیدی در بخش دیگری از کتاب خود(همان، 185) راجع به راههای تعلیم خلاقیت می نویسد

"اولین قدم برای بالا بردن خلاقیت، تغییر انتظارات در محیط کلاس درس است، به عبارت دیگر ما باید بتوانیم برای یادگیری تجارب متغیر و متنوع در برنامه درسی خود زمانی را فراهم نماییم." از این رو در کلاس باید از معلمینی استفاده نمود که تقویت کننده تفکر خلاق باشند و کسانی که مانع تفکر خلاق هستند کنار گذاشته شوند. باید محتوای خلاقانه را در برنامه درسی پیش بینی نماییم تا در کنار داشتن معلمان خلاق، زمینه بروز خلاقیت را فراهم سازیم. دومین گام برای بالا بردن تفکر خلاق، درهم شکستن "فکر قالبی " در شاگردان است و این جز با در هم شکستن عوامل محدود کننده تفکر واگرا ممکن نیست و باید محیط، تجهیزات و امکانات بروز خلاقیت را فراهم سازیم.

فرآیند خلاقیت:

     برای پرورش خلاقیت ضرورت دارد موسیقی و فعالیت های هنری و هنرهای زبانی شامل قصه گویی، شعر یا عبارتهای توصیفی و برداشتهای شخصی کودک از آثار دیگران مانند تابلو نقاشی، پیکره، قطعه ای از موسیقی یا حرکات موزون مورد توجه قرار گیرد. معلمی که قصد دارد خلاقیت را در کودکان پرورش دهد تنها با تهیه کاغذ و رنگ نمی تواند به نتیجه برسد، او باید برای رسیدن به هدف، حالت خاصی را در کلاس حاکم نماید و از درک و تجربه کودکان بهره جوید. آنچه در حال حاضر در مدارس ابتدایی ما اتفاق می افتدبی توجهی به نقش درس هنر در پرورش خلاقیت است. حتی در دوره هایی که درس هنر پیش بینی شده است صرفا معلمان کم تجربه و فاقد تخصص مبادرت به آموزش نقاشی و خطاطی می نمایند که عملا فلج کننده خلاقیت است.

    اسپادک در کتاب خودبیان می کند که معلم باید تمایل به کسب انواع تجربه ها را در کودکان برانگیزد. کودکی که فرصت هایی برای دیدن، شنیدن، مزه کردن، بوئیدن و لمس کردن وسایل مختلف در اختیار دارد و برداشتی که از جهان پیرامون خود در ذهن دارد ابزار اولیه بروز خلاقیت او است. رنگ و قلم نقاشی، آلات موسیقی، واژه ها و تمامی ابزارهای اولیه عاملی برای خلاقیت او هستند. (اسپادک، 1372، ص 247-246)

 

     هاسکل(1979.ص.3) در ارتباط با خلاقیت سوالهایی را مطرح می نماید:

 

1-  آیا شما فکر می کنید که تجارب خلاق برای بچه ها تدارک دیده می شود تا آنها اجازه یابند چیزهای جدید(نو) ابداع نمایند؟

2-    آیا فعالیت ها به آنها کمک می کند تا آنها توانایی های خلاق خود را پیدا نمایند و مسایل را حل نمایند؟

3-    آیا به آنها اجازه می دهید که چیزهای تازه ای را به وجود آورند؟

 

رشد خلاقیت در کودکان در همه مراحل رشدی آنها روی می دهد که شامل عاطفی، روان حرکتی و شناختی می باشد. در عین حال معلمینی که در ذهن خود فهم درستی از مفهوم خلاقیت دارند به کودکان اجازه می دهند تا کارهای شخصی خود را به وسیله اکتشاف موادی مرتبط با مهارت رشدی خود به انجام رسانند. کودکان نیاز به انتخاب و کوشش با مواد دارند.

 

پیوستار خلاقیت:

     خلاقیت اسنادی است که می تواند آموزش داده شود و بر روی یک پیوستار نشان داده

 

شود. لئونورا کوهن مراحلی را برای خلاقیت ارایه داده است:

 

مرحله اول: یاد گیری چیزهای تازه

مرحله دوم: برقراری ارتباط با آنچه تازه و پایه ای است وقتی با هم کلاس خود مقایسه می شود.

مرحله سوم: تعیین گرایش ها در رشته یا رشته های معین.

مرحله چهارم: تولید ایده ها و اطلاعات با استفاده از گرایش ها.

مرحله پنجم: خلق کردن  به وسیله بسط دادن(رفتن به فراتر از آنچه از قبل موجود بوده است) رشته.

مرحله ششم: خلاقیت(خلق کردن) به وسیله تغییرات بنیادی یا تغییر سطحی رشته

 

راهبردهای عملی برای حمایت از خلاقیت: (همان-1989)  

      جان پیرتواین پیشنهادات را برای حمایت از خلاقیت ارایه داده است:

 

1-  مکان مشخصی را برای انجام کار خلاق انتخاب کنیم، از بچه ها بپرسید به کجا می خواهید بروید وقتی می خواهید فکر کنید. برای خلاقیت داشتن یک مکان امن و آرام ضروری است.

2-  مواد مورد نیاز را تهیه کنید. بازیهای ایفای نقش، آموزش موسیقی، تدارکات(وسایل) هنر، کتاب های حاوی قطعات کوتاه ادبی، بازیهای دراماتیک، و دوربین ها(جعبه عکاسی) همگی موادی هستند که فراهم سازنده خلاقیت هستند.

3-    کارهای خلاق دانش آموز را مورد تشویق قرار دهید، اما از هر نوع ارزشیابی آن بپرهیزید.

4-    برای کارهای خلاق دیگران ارزش قایل شوید. کتابخانه ها و موزه ها را ببینید، به موزیک گوش دهید.

5-    نگرش خلاق خوب است ولی کافی نیست بلکه عمل خلاقانه مهمتر است.

 

       تورنس ویژگی هایی را برای کودکان خلاق بر می شمارد که اغلب عامل درد سر آنها در مدرسه است: (کدیور،1378،ص 340)

الف- او به هر طرف سرک می کشد.

ب- دستش را به کار می اندازد و به اکتشاف مشغول می شود.

ج- از یاد گرفتن لذت می برد.

د-  از خیالبافی لذت می برد.

ه- اهل تخیل و کشف و شهود است.

و- انعطاف پذیر، مبتکر و به مسایل حساس است.

بازی:

     در شکل بنیادی خود، بازی پاسخ خوب(جذاب)، نامحدود و خود انگیخته کودک به محیط است. از نظر گروهی، آن می تواند به صورت تصادفی، پیش بینی نشده و سازمان نیافته بروز نماید. برای آنکه کودک عضوی اجتماعی شده از جامعه گردد ما به عنوان والدین و معلمان باید بازی کودک را بفهمیم و آن را هدایت نماییم. ما می دانیم که بازی به کودکان کمک می کند تا درباره جهانشان چیزهایی را بیاموزند و قابلیت هایی را که آنها برای بقاء زندگیشان نیاز خواهند داشت، به دست آورند.(ماری آرس-2000-ص.30

کودکان از طریق بازی تعارضات و تنش هایشان را در همه قلمرو های رشد یشان برطرف می نمایند(کوهن-1972-ص.336) بازی به کودکان برای مشاهده، کشف و فهم جهان یاری می رساند. در طی بازی بچه ها با دیگران تعامل برقرار می کنند و مهارت های پیش اجتماعی را کسب می نمایند، نقشها را  می آموزند، رفتارهایشان را به محک آزمایش قرار می دهند، و پیرامونشان را  می شناسند. بچه ها از طریق مراحل بازی به طور طبیعی پیشرفت می نمایند. بچه ها از دنیای بزرگسالان تقلید می نمایند و سعی می کنند مانند بزرگسالان رفتار نمایند. این به خصوص زمانی اتفاق می افتد که به آنها اجازه داده می شود در بازیهای دراماتیک و اجتماعی دراماتیک شرکت نمایند، اسمیلانسکی تاکید می نماید که بازی در رشد مهارتها و تصورات اجتماعی کودکان تاثیر گذار است.(اسمیلانسکی-1969-ص.7) اگر چه هنوز دلایل قطعی برای اهمیت فعالیت های ادراکی- حرکتی در افزایش موفقیت های تحصیلی وجود ندارد، شکی نیست که   شایستگی هایی به وجود می آیدکه عامل افزایش عزت نفس و اعتماد در کودکان می باشد. بازی ورزشی فراگیران باید ایمن، رقابت انگیز و حرکت آفرین باشد و فرصت هایی را برای آنان فراهم بسازد که به ماجراجویی و اکتشاف بپردازند. برنامه هایی که به خوبی برای رشد جسمانی کودک طرح ریزی شده است، باید شامل فعالیت های فضای بسته و فضای آزاد و تجربیات حسی از قبیل کار با موادی مثل شن، آب، خمیر و سفال باشد. تمام بچه ها به فرصت های مداوم و یکسانی برای تحرک و تمرین مهارتهایی نیاز دارند که به تکامل ادراکی- حسی آنان کمک کند.(محمد اطهاری،1380،ص 180) از مقولات بسیار مهم قابل توجه، لزوم تدارک محیط هایی برای آموزش کودکان از طریق بازی است، از این رو ضرورت دارد بازی ها در مکانهای مشخص ارایه گردد. آنچه در حال حاضر محسوس است اجرای آموزشها در برخی از مراکز پیش دبستانی در قالب بازی است و اغلب ابتکارات فردی مربیان نقش تعیین کننده دارد. ولی در مدارس ابتدایی آموزش با اتکاء به بازی(آموزش زبانی، مهارت های اجتماعی، بازی نقش ها، برگزاری بازی های خلاقانه در قالب نمایش خلاق) نادیده انگاشته شده و همچنان محوریت با محتوای از قبل تعیین شده است.

محیط بازی و آموزش خلاق: 

     همانگونه که اشاره گردید کودکان در سنی قرار دارند که سن جنب و جوش و تحرک است و آنها از طریق تحرک و فعالیت ها توانایی کسب مهارت و شایستگی های مطلوب را دارا می باشند و تحقق این مهم جز از طریق تدارک محیطی ایمن و مجهز برای بازی مقدور نمی باشد. کارشناسان تعلیم و تربیت بر ضرورت تدارک چنین محیطی با تجهیزات و مواد در دسترس برای بچه ها تاکید می ورزند، که این مواد هم باید به درستی و در جهت تدارک فرصت های یادگیری و اکتشاف مورد استفاده قرار گیرند.

     در دبستان یعنی جایی که آموزش کلامی مستقیم بیشتر معمول است، استفاده از بازی، شیوه آموزشی مهمی تلقی می شود و بسیاری از درسها قابلیت ارایه به شکل بازی را دارند و برای موفقیت در ارایه آموزشهای خلاق علاوه بر معلمان و محتوای خلاق باید محیطی خلاق نیز فراهم آید زیرا فراهم نشدن هر یک از عوامل مانعی در مسیر خلاقیت است. علاوه بر مکانهایی که مملو از وسایل مختلف، تجهیزات و تدارکات می باشد، دنیای وسیع تر اجتماعی، همسایگی، و تمام دوره های تحصیلی در آموزش کودکان نقش مهمی را ایفا می نمایند. این مراکز مورد علاقه ی کودکان دبستانی و تجهیزات مربوط به آنها، برای کودکان این فرصت را به وجود می آورد تا برقراری ارتباطات تازه و حل مشکلات را درک نموده و دانش خود را بیازمایند. مدرسه ای می تواند از طریق بازی خلاقیت را تقویت نماید که دارای وسایل و تجهیزات مورد نیاز باشد.

سی فلت در کتاب خود(سی فلت،1372،ص 149-169) وسایل و تجهیزات معمولی را در مراکز مخصوص بازی کودکان دبستانی به شرح زیر بیان می نماید:

الف) مرکز هنر: که یک محوطه مورد توجه است و دارای وسایلی جهت خلاقیت، اکتشاف و کسب تجربه است و در آن فعالیت های نقاشی، رنگ آمیزی، مجسمه سازی، مدل سازی و .... انجام می گیرد.

ب) مراکز علمی کودکان: دارای ترازو برای وزن کردن، ماشین آلات برای جابجایی، بذر گیاهان برای کاشتن گل و گیاه، حیوانات اهلی برای پرورش دادن که می تواند به کسب تجربه کودکان کمک نماید. در کلاسهای ابتدایی شن بازی و ساختن خانه، ویلا، استخر، پل، خیابان و کارهای مشابه مورد علاقه فراگیران است.

ج) محوطه ساختمان سازی با بلوکها: که در تمام دوره های سنی(پیش دبستانی و دبستان) قابل انجام است. استفاده از بلوکها برای ساختمان سازی، ساختن آدمک و حیوانات، اتومبیل و هواپیما و .... 

د) محوطه وسایل سمعی و بصری: آموزش به کودکان از طریق پروژکتور، اسلاید و .... و آشنا ساختن آنها با فیلم.

ه- محوطه کامپیوتر: یکی از منابع مهم یادگیری است. در کلاسهای ابتدایی کودکان می توانند مهارتهای جدیدی را توسط کامپیوتر کسب نمایند و یا تمرینات لازم را برای کسب بعضی از مهارتها انجام دهند.

و) مرکز موسیقی

ز: مرکز کتابخانه: از این مرکز به عنوان مکانی باید نام برد که دور از سر و صدا بوده و کتاب های مرتبط در آن جای گرفته باشد و دانش آموزان هدایت می گردند تا این کتابها را مورد مطالعه قرار دهند. از این کتابها  می توان برای فراهم سازی آموزش نمایش خلاق بهره برد، همچنین می توان در کلاس قصه گویی از این کتابها بهره برد.

     همانگونه که اشاره شد نمایش خلاق یکی از اثر بخش ترین راهکارها برای افزایش خلاقیت است که ضمن درگیر ساختن دانش آموزان در بازی نقش، زمینه آموزش بسیاری از مفاهیم را به او فراهم می سازد. از این رو باید کلاسی را برای اجرای نمایش خلاق فراهم ساخت که امن، انعطاف پذیر و بی دغدغه بوده و در آن زمینه آزمایش و خطا فراهم باشد، در چنین کلاسی باید برای انواع فعالیت های خلاق نظیر کارهای هنری خلاق، نوشتن خلاق، ساختمان بازی، فعالیت های گروهی و ... شرایط لازم فراهم باشد. چمبرز در کتاب خود برخی امتیازات نمایش خلاق را اینگونه بر می شمارد: (چمبرز،1375،ص 103-104)

1) مهارت خوب گوش دادن.                     

2) زبان محاوره: یکی از اهداف اصلی برنامه درسی دوره ابتدایی گسترش زبان محاوره است، زمانی که کودکان از تجربه غنی نمایش خلاق بهره می گیرند رشد زبان محاوره کاملا مشخص و چشمگیر است.

3) فراهم سازی زمینه اندیشیدن خلاق.

4) برنامه ریزی از انتزاعی به عینی.

5) مهارت های ارزیابی موثر.

6) تحلیل ادبی.

      چندین دلیل قوی برای تشویق کودکان به بازی در مدرسه(موقعیت های تحصیلی) و ساختن تجارب یادگیری در فعالیت های بازی وجود دارد.(کوشا-2001-ص.53)

1) بازی طبیعی و خود انگیخته است.

2) بچه ها در بازی گرایش دارند که توجه طولانی داشته باشند.

3) از طریق فعالیت های بازی، بچه ها مباحث گسترده ای از اطلاعات بدست می آورند، مهارت های اجتماعی خود را گسترش می دهند و در رشد مفهومی شان پیشرفت می کنند.

4) از طریق بازی فعال، کودکان ماهیچه هایشان را رشد می دهند و مهارت های جسمی و هماهنگی را کسب می نمایند.

5) از طریق بازی، کودکان مهارتهای روان – حرکتی، اجتماعی و عقلی را تقویت می کنند یا هر 3 را با هم ترکیب می نماید.

6) از نظر عاطفی، بازی به بچه ها کمک می کند تا عواطف شان را بروز دهند.

7) از طریق بازی آنچه را که کودک در موقعیت جدید می آموزند، آشکار می سازند.

8) بازی به رشد تفکر منطقی کودکان یاری می رساند.

     در هر حال اهمیت بازی بستگی به متخصصانی دارد که آنچه را بچه ها به طور طبیعی از طریق بازی می توانند بیاموزند، تعیین می نمایند به این دلیل که بازی به آنها برای شناخت دنیایشان یاری می رساند.

ارتقاء تجارب ناشی از بازی:

     نگرش معلمان درباره بازی یا انتظارات والدین کودکان ثبت نام کرده از برنامه درسی که بر اساس بازی تهیه شده، از عوامل اثر گذار قلمداد می گردد. این دلیل ضروری برای معلمان کودکان است که ارزش بازی را بفهمند و نسبت به آن قدردان باشند و زمینه آن را در کلاس خود فراهم ساخته و آن را مورد حمایت جدی قرار دهند. معلمان ارزش بازی و ارتباط بازی را با مهارت ها و مفاهیمی که به وسیله معلمین و مدارس در جامعه ارزشمند تلقی گردیده است، درک می نمایند.(هوین-1992-ص.56)

اکتشاف: 

     کودکان درباره مردم و محیط پیرامونشان به طور طبیعی کنجکاو هستند. وقتی این کنجکاوی مورد حمایت قرار گیرد کودکان به صورت خود انگیخته شروع به گرد آوری اطلاعات، تحقیق و تجربه می نمایند. شما ممکن است یک زنگ را ببینید و دلیل به صدا در آمدن آن را بدانید. شما می توانید دلیل آن را به کودک بگویید. اما اگر شما به کودک اجازه دهید که سعی کند و به این نتیجه برسد که دلیل به صدا در آمدن زنگ به حرکت در آوردن آن است، شما زمینه اکتشاف را برای او تسهیل نموده اید. آنها قادر به کشف هستند به این دلیل که شما به آنها اجازه داده اید کنجکاوی خود را دنبال نمایند. اکتشاف وقتی اتفاق می افتد که علایق طبیعی کودکان هدایت کننده آنها به سمت مواد قابل انعطاف و ساخت نیافته بوده و منتج به یک فهم جدید می شود.

     آرس به نقل از آلفرد نورث می نویسد:

"خیلی قبل از شروع آموزش کودک، او باید لذت اکتشاف را تجربه نماید." که این جمله هنوز هم معتبر است و با پیشنهادات اخیر برای تجارب یادگیری کودکان تناسب دارد.

     جروم برونر در کتابهایش فرآیند تعلیم و تربیت(1960) و به سوی یک تئوری آموزش(1965) ضرورت کنجکاوی و انگیزش طبیعی برای یادگیری را مورد بحث قرار می دهد.(آرس-2000-ص.33) 

 در مدارس ابتدایی باید مسایل به نوعی طرح گردد که زمینه تفکر را برای فراگیران فراهم نماید، موضوعات باید بحث انگیز بوده و او را به سوال کردن تحریک نماید. علاوه بر این می توان او را در موقعیتی مبهم قرار داد تا برای او ایجاد سوال نماید، او برای پاسخگویی به سوال سعی می نماید فرضیه هایی را طرح نماید و با جمع آوری اطلاعات از میان فرضیه ها بهترین فرضیه  را برگزیند. فرضیه برگزیده شده پاسخی است که او برای سوال برگزیده است، در این شرایط می توان پاسخ را به شرایط مشابه تعمیم داد. فراهم سازی زمینه اکتشاف در فراگیران مستلزم تدارک شرایطی است که در حال حاضر چارچوبهای کلاسی نمی تواند پذیرای چنین رویه ای باشد. همچنین منابع کتابخانه ای غنی در مدارس وجود ندارد تا فراگیران بتوانند برای جمع آوری اطلاعات به آنجا مراجعه نمایند و زمان بندی کلاسها فرصت فعالیت های خارج از مدرسه را از شاگردان سلب نموده است.

جمع بندی: 

      سه مقوله مهمی که مطرح گردید، از اهمیت بنیادی در دوره دبستان و پیش از دبستان برخوردار است، فراهم سازی زمینه های کنجکاوی و فعال سازی فراگیران و جهت دهی آنها برای ارایه پاسخهای بسیار به سوالات مطروحه می تواند به عنوان گامی ارزشمند در مسیر آموزشهای ابتدایی قلمداد گردد. دانش آموزان منفعل که صرفا مطالب ارایه شده در کلاس را بدون هیچ گونه تحرک فکری به خاطر می سپارند و با ارایه آنها به کلاس مورد تشویق معلم قرار می گیرند نمی توانند خلاق باشند و فکرهای نو و تازه ارایه نمایند یا چیزهای جدیدی خلق نمایند. در حال حاضر در کتابهای دوره دبستان عناوینی با عنوان نمایش، کاردستی و سایر  فعالیت های خلاقانه پیش بینی شده است ولی همانطور که قبلا اشاره گردید در جهت بروز خلاقیت باید همه عوامل اثر گذار در بروز خلاقیت اعم از معلم، فراگیر، محتوا، محیط و تجهیزات فراهم باشد و فراهم نبودن هر یک از این عوامل مانعی جدی در مسیر خلاقیت به حساب می آید، از این رو باید ضمن تهیه محتوای جدید و خلاق، معلمین نیز در دوره های آموزش ضمن خدمت روشهای خلاقانه آموزش را بیاموزند، و در دوره پیش از دبستان و سالهای اولیه دبستان سعی گردد محتوا در قالب بازی (نمایش خلاق، موسیقی، حرکات ریتمیک و ...) ارایه گردد.

منابع:

 1- اسپادک. برنارد ،آموزش در دوران کودکی، ترجمه محمد حسین نظری نژاد، تهران، آستان قدس رضوی، 1372.

2- بیلر. رابرت ،کاربرد روانشناسی در آموزش، جلد اول، ترجمه پروین کدیور، تهران:  مرکز نشر دانشگاهی، 1378.

    3- جمبرز، دیویی. قصه گویی و نمایش خلاق ، ترجمه ثریا قزل ایاغ، تهران: مرکز نشر دانشگاهی،1375.

  4- سی فلت .کارل، نیتا. باربور،آموزش و پرورش دوران نخستین کودکی- ترجمه سوسن سیف، تهران: دانشگاه الزهراء، 1372

5- شعاری نژاد. علی اکبر ،روانشناسی رشد، انتشارات اطلاعات، تهران:1380.

6- کورتیس. آو دری ، برنامه درسی برای کودکان پیش دبستانی، ترجمه دکتر محمد اطهاری، تهران: محراب قلم، 1380.

7- مفیدی، فرخنده، آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستان، ، تهران: انتشارات پیام نور،1372.

8- ملکی، حسن، برنامه درسی و پرورش تفکر،(مجموعه مقالات)،تهران: انتشارات انجمن اولیاء و مربیان،1380.

منابع لاتین:

1- English for students of preschool and primary Education. D. r  Mansuor koosha. Tehran samt- 2001.

2- Cohen. D. H.(1972). The learning child. New york. Pantheon.

3- Haskell. L. L,. (1999). Art in early childhood years. Columbus. oH. Charles E. Merrill.

4 -Maria Arce. (2000) curriculum for young children. Delmar. United state.

5- Nourot. P. j and van Hoorn. J. l (1991). Symbolic play in pre school and primary settings. Young children

6- Smilansky. S (1968). The effect of sociadramatic play on disadvantaged preschool children. New york.

7-Torrance.E.P1968.creative Abilities of Elemetary school children in Michael w.b.teaching creative Enderore. indiana university

-http://m-v.com 8

http://www.austin.isd.tenet.edu/k12/

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 17:11  توسط  دکتر مسعودمولایی- ماندانا رضایی  |