جان لاك John Lock
جان لاك John Lock
جان لاك در سال 1623 در انگلستان به دنيا آمد تا 14 سالگي در خانه آموزش ديد و در 20 سالگي به دانشگاه رفت . او در سال 1704 در سن 72 سالگي درگذشت . اين فيلسوف انگليسي به فرضيه اي قائل بود كه بر اساس آن درك و شناخت ناشي از تجارب شخصي از محيط خارجي و اجتماعي است ، او يكي از رئاليستهاي معروف به شمار ميرود ، دركتب بسياري از ايدةلوح سفيد مطرح شده توسط جان لاك سخن به ميان آمده است كه براساس اين ايده تأكيد خاصي بر اهميت حواس ميشود ، او با ايده اي كه دستآورد دوران تاريك قرون وسطي بوده و طبيعت انساني رابسيار پليد و بنابر اين نيازمند اصلاح ميدانستند به شدت مخالف بوده وبه پاكي طبيعت انسان اعتقاد راسخ داشت كه اين پاكي در طي زمان در اثر مسايل گوناگون تغيير ميكند ، جان لاك عقيده داشت كه « ذهن انسان به منزله لوح يا صفحه سفيدي است كه در اثر تماس با دنياي خارج نقش ميپذيرد و در واقع احساس نقطه عزيمت براي پيدايش هر گونه تصوير ذهني است ،او ميگويد : تصور ميكنم كه فكر و ذهن كودك مانند آبي كه دستخوش جريان ميگردد ،به آساني به هر مسيري در حركت است و ايجادهرتصوريبا احساس آغاز ميشود ، مفاهيم و بالطبع دانش جز از راه ادراكاتي كه از راه حواس به ما رسيده و به مرورورزيده شده اندحاصل نتواند شد . »از نظرلاك محيط ذهن را شكل مي دهدكاربرد اين عقيده به روشني در اصول آموزشي نوين منعكس شده است ، او عقيده دارد كه تجارب ماهيت اشخاص را مشخص ميسازند ، تمرينات حسي يك ويژگي برجسته كاربرد تئوري او در آموزش است . جان لاك تأثير بسيار زيادي را بر روي ديگران به خصوص مونته سوري داشته است .
در ديدگاه جان لاك يك سري مفاهيم به چشم ميخورد كه از آن ميان ميتوان به تعليم و تربيت جسماني ، يادگيري از طريق تشكيل عادات ،عدم اجبار و تحميل در يادگيري ،آموزش از طريق بازي تربيت اخلاقي استدلال و برهان ،جلب دقت و توجه شاگرد در فرآيند يادگيري ، اصل سودمندي در آموزش و محبت و احترام به كودك اشاره كرد.
وي در تربيت معنوي و اخلاقي كودك از چهار جنبه سخن ميگويد :« هنر اخلاقي ،دانايي ، ادب و آداب داني ،آموختن » در تربيت كودك به اين اصل اعتقاد دارد كه :« مؤثرترين راه تربيت كودكان ،تعليم از روي نمونه ها و الگوها بر زمينة كردار است نه گفتار . با نشان دادن نمونه هايي كه درخور فهم آنان است ،ميتوان حالت ستايش يك كردار و بيزاري از كردار ديگر را در آنان بر انگيخت . او ميگويد : خوبي ها و بدي هايي كه واژه ها نميتوانند به آنان بياموزند ، كردار آدميان به آنها خواهد آموخت »،وي پرداختن به رياضي را بهترين راه انديشه ورزي ميدانست و در عين حال بيتوجهي به موضوعهاي ديگر را عامل تنگنظري و مانع انديشة باز ميدانست البته هدف از توجه به دانش هاي گوناگون نبايد صرفاً انباشتن اطلاعات باشد . مسايل قابل توجه در ديدگاه جان لاك عبارتند از :
1ـ تا بدن سالم نباشد ،عقل و ذهن رشد نمينمايد ( عقل سالم در بدن سالم است . )
2ـ استفاده از تمرين و تكرار براي يادگيري و ايجاد عادات مطلوب و سودمند در كودكان .
3ـ عدم استفاده از روش تحميل و اجبار در يادگيري كودكان .
4ـ استفاده از روش بازي در آموزش كودكان براي تسهيل و سرعت دهي به يادگيري .
5ـ تواناييجلبتـوجه كـودكـان تـوسـط معـلم و استفـاده از مـواد سـودمنـد و مفيد به عنوان منابع يادگيري
6ـ نشان دادن مهر و محبت و علاقة واقعي به كودك براي نفوذ به فكر و ذهن او