« بزرگ ارد Orod Bozorg »
فراگرد خویش
. اگر جانت در خطر بود بجای پنھان شدن بکوش ھمگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی
. با گفتن واژه ھایی ھمانند نمی توانم ! و یا نمی شود ! ھر روز پس تر می روید
. نخستین کسی کھ در برابرش باید کُرنش کنی خویشتن خویش است
خویش را خوار نکنیم و اگر ارزشش را بدانیم ھیچگاه در برابر یاوه گویان آسیب پذیر نخواھیم بود . ارد
بزرگ
. آدمھای بی مایھ ، ھمگان را ابزار رسیدن بھ خواستھ ھای خویش می سازند
. بسیاری از آرزوھایمان را می توانیم با نشان دادن توانمندی خویش بھ آسانی بدست آوریم
. آنگاه کھ سنگ خویشتن را بھ سینھ می زنید نباید امید داشتھ باشید ھمگان فرمانبردار شما باشند
تبھکار ھمیشھ نگران کیفر خویش است حتی اگر بر زر و زور لمیده باشد و این بسیار درد آور است چرا کھ
. سایھ کیفر ھمواره در برابر دیدگانش است
. ھنگامی کھ می خواھی وظیفھ و بایستھ خویش را انجام دھی از کسی فرمان نگیر
. آنکھ می دزدد ، جز حق خویش چیزی نمی ستاند . اما این ستاندن نفرین و خواری ابدی در پی دارد
بسیاری در پیچ وخم یک راه مانده اند و ھمواره از خویشتن می پرسند : ما چرا ناتوان از ادامھ راھیم . بدانھ ا
.باید گفت می دانی در کجا مانده ای؟ ھمانجای کھ خود را پرمایھ دانستھ ای
. کردار ناپسند خویش را با دارایی زیاد ھم نمی توانی پنھان سازی
« پائولو کوئلیو Paulo Coelho »
در دنیا ھیچ چیز کاملا خطایی وجود ندارد. حتی یک ساعت از کار افتاده ھم می تواند دو بار در روز وقت
.دقیق را نشان دھد
سعدی شیراز و دعا و نیایش
:داستان زیر از سعدی نقل شده است
بھنگامی کھ من کودکی بیش نبودم عادت داشتم با پدرم و عموھا وعموزاده ھایم نماز خوانده و بھ دعا و "
.نیایش بپردازم.ما ھر شب نیز گرد ھم جمع می شدیم و بھ قرائت بخشی از قرآن گوش می دادیم
در یکی از این شبھا ھنگامی کھ عمویم در حال قرائت قرآن بود متوجھ شدم کھ اکثر افراد حاضر در آن جلسھ
:بھ خواب رفتھ اند. در آنجا بود کھ رو بھ پدرم کردم و گفتم
.ھیچکدام از این خواب آلوده ھا ھرگز بھ خدا نخواھند رسید
:پدرم در جواب گفت
پسر عزیزم راھت را با ایمان ادامھ بده و اجازه بده تا ھر کسی بھ مراقبت از خویش بپردازد. چھ کسی می داند
شاید ایشان در خواب و رویاھایشان در حال گفت و گو با خدا باشند. من نیز ترجیح می دھم کھ تو ھم مانند آنھ ا
.در خواب باشی تا اینکھ اینچنین بھ سختی بھ قضاوت درباره ایشان پرداختھ و بدین نحو محکومشان کنی