مهارتهای تدریس(نحوه بیان)
معلم در کلاس درس باید مطالبی را بیان نماید که به وسیله فراگیران قابل درک باشد، در غیر این صورت فراگیران خسته شده و چیزی نخواهند فهمید. از بین رفتن شوق و عطش فراگیری، دل زدگی و کسالت آوری مطالب، احساس بیهودگی بحث ها، و بی ارزشی آنها و دهها آفت دیگری که بر طرح مطالب علمی با بیان غیر قابل فهم مترتب است، لزوم اجتناب جدی از غامض گویی و توجه به نقطه مقابل آن، یعنی رسا و ساده گویی مطالب را متذکر می گردد. (الف، ف (امیدوار) 1383، ص66)
معلم باید روحیه تحقیق و پژوهش را در فراگیران بیدار نماید، کلاسي که هدفش پرورش تفکر باشد جایی است که در آن برای تحقیق و کاوش ارزش قایل می شوند. معلم عدم اطمینان را می پذیرد و از چالش ها استقبال می کند، معلم دائماً عقایدش را نسبت به ارزش اندیشیدن، به دانش آموز منتقل می کند. (هاشمیان نژاد، 1380، ص183)
اعتماد به نفس
در فرهنگ لغت معین (ج3، ص302) اعتماد به نفس به معنای خود اتکایی آمده است، که این امر یکی از عوامل موفقیت هر انسانی تلقی می گردد. کسی که اعتماد به نفس نداشته باشد دچار حقارت، ناتوانی و بیچارگی خواهد شد. برخی از راه های ایجاد اعتماد به نفس شامل استقلال در فکر و کار، عدم تقلید کورکورانه از دیگران، شهامت در گفتن، نمی دانم، عدم منفی گری، دقت در کار، و شهامت اعتراف به خطا می باشد. (جعفرنژاد، 1380، ص32)
استفاده از وقت
لازم است هر گونه فعالیت و کاری در ظرف مناسب آن انجام شود. درباره استفاده از وقت حضرت علی (ع) (الحیا، ج1، ص359) می فرماید: بر حذر باشید از عقب انداختن کارها... (به نقل از جعفرنژاد، ص49)
بی توجهی به مساله زمان ناشی از بی توجهی به برنامه ریزی است و بر عکس توجه و اهمیت به آن، انسان را همیشه نیازمند برنامه ریزی می نماید. یک معلم خوب کسی است که زمان کلاس را به بخش های مختلف تقسیم نموده و در هر بخش زمانی، فعالیت خاص آن را انجام دهد، و در عین حال به بهترین شکل ممکن از زمان اختصاص یافته استفاده نماید و زمان کلاس را به بطالت سپری ننماید. از این رو ضرورت دارد معلم از هر لحظه ای به نحو مطلو ب استفاده نماید، زیرا زمان های از دست رفته قابل جبران نیستند. حضرت علی (ع) می فرماید: لحظه ها در روز چه فرد زود می گذرند و روزها چه زود در ماهها و ماهها در سال و سال در عمر سپری می شوند. (غرر3، ص305، به نقل از سیدی، 1384، ص126).
نظم و انضباط
انضباط از کلمه ضبط و به معنی خویشتن داری و پیروی از قواعد است. گاه این انضباط شخصی بوده، یعنی شخص قواعد و قوانین را می پذیرد و مطابق آن عمل می کند. به عنوان نمونه فردی را در نظر بگیرید که برای حفظ سلامتی خود ضمن انجام ورزش، از یک رژیم غذایی مناسب پیروی می نماید و زمانی انضباط تحمیلی است یعنی این که توسط افرادی چون پدر، مادر، معلمین، و سایرين وضع گردیده و فرد ملزم به پیروی از آن است. به عنوان نمونه می توان به قواعدی اشاره نمود که در مدارس وضع می گردد و فرد ملزم به پیروی از آن است. در هر صورت منظور از انضباط در محیط آموزشی، به وجود آوردن و یا حفظ شرایط کلی نظم و ترتیب است که بدون آن هیچ چیزی به طور موثر آموخته نمی شود.
شریعتمداری (1381، ص476) انضباط را به معنی صحیح آن این گونه بیان می نماید:
« انضباط یعنی این که فرد شخصاً اعمال و رفتار خود را تحت نظم و قاعده در آورد، خویشتن را کنترل و هدایت نماید و با توجه به آثار و نتایج اعمال خویش، اقدام نماید».
معنای استقرار نظم در کلاس درس این است که ذهن شاگردان در کلاس درس فعال باشد و در فرایند یاددهی- یادگیری مشارکت داشته باشد و عملکرد شان در جهت دستیابی به اهداف یادگیری باشد. اگر ذهن شاگردان در کلاس در موضوع درس فعال نباشد، مسلماً مشغول چیز دیگری غیر از محتوای درس است. نتیجه چنین وضعیتی آن است که شاهد مشکلات رفتاری شاگردان خواهیم بود. ولی این بدان معنی نیست که در کلاس سکوت و ارعاب به وجود آید، بلکه باید محیطی مثبت و مولد به وجود آورد. بدون این که همیشه مجبور باشید برای حفظ نظم به تنبیه متوسل شوید، از دانش آموزان خود بخو اهید با شما همکاری نمایند و این کار را از طریق یک رابطه خوب و مثبت با دانش آموزان، پاداش دادن به رفتار مناسب آنها و وادار کردن آنها به مشارکت و احساس مسئولیت، می توان انجام داد. (امیری، 1383، ص185)
برخی از معلمان و مربیان از اهرم نمره برای ایجاد نظم و انضباط در کلاس استفاده می نمایند و با جدیت تمام فراگیران را به حضور در کلاس مجبور/ ترغیب می نمایند. البته اگر معلمین برای فراگیران دلیل جدیت خود را به طور شفاف و روشن بیان نمایند و هدف از آن را ایجاد نظم و زمینه توجه بهتر و بیشتر به درس و جلوگیری از ضررهای فقدان آن بیان دارند، فراگیران با میل و رغبت و با آگاهی در کلاس حضور یافته و حساسیت نشان نخواهند داد، در عین حال مربیان نباید سهل گیری را پیشه نمایند و با بی توجهی به حضور و غیاب و رها کردن فراگیر جهت حضور در کلاس، بر اساس میل و سلیقه اش، شرایطی فراهم گردد که برخی از فراگیران اصلاً در کلاس حضور پیدا ننمایند.
انضباط و آموزش در کلاس دو موضوع کاملاً به هم نزدیک و هر دو بخشی از فرایند معلمی است. معمولاً وقتی معلمان کلمه انضباط را به زبان جاری می نمایند، به دو جنبه این عبارت توجه دارند. نخست به جنبه شیوع رفتارهای سوء در کلاس، عدم اطاعات از دستورات معلم، تقلب، رنجاندن معلم، دخالت نابجای فراگیر در امور کلاسی و به طور کلی مخالفت با تمام گفته های معلم، بی انضباطی و هرج و مرج در کلاس درس به شمار می روند. جنبه دیگر کلمه انضباط اعمالی را شامل می شود که معلم در جهت کنترل و آرام نمودن رفتارهای غیر قابل تحمل دانش آموزان در کلاس انجام می دهد. معمولاً درباره معلمانی که قدرت اعمال کنترل دانش آموزان را دارند، معلمان با دیسپلین (انضباط) گفته می شود. بنابراین انضباط با این نگرش بدین معنا است که معلم سبب تعلیم و تربیت مناسب و ایجاد آرامش در کلاس درس است و اوست که دانش آموزان را به رفتارهای مناسب وا می دارد. (امینی، 1383، ص1)
با توجه به آن چه که تا کنون در خصوص نظم و انضباط در سطو ر قبل بیان گردید می توان دلایلی را برای بی انضباطی دانش آموزان بیان نمود:
اول آنکه برخی از دانش آموزان تمایل دارند به سایر همکلاسی های خود نشان دهند که توان آن را دارند که پا را از حد و مرز های کلاسی فراتر گذارند و از این طریق توجه آنها را به خود جلب نمایند.
دوم آن که برخی از دانش آموزان در جهت اثبات قدرت خود یا به دلیل کنجکاوی از دستورات معلم سرپیچی می نمایند.
سوم آن که وقتی دانش آموزان رفتار غیر قابل قبول یا غیر قابل انتظاری را از هم کلاسی خود می بینند، سعی می کنند از آن موضوعی برای تفریح خود بسازند.
چهارم آن که گاهی بی نظمی در کلاس در جهت مخالفت با معلم یا اثبات قدرت خود در کلاس در برابر معلم نیست، بلکه اختلافات بین دانش آموزان و مشکلات روانی و خود پسندی برخی از آنها، منجر به ایجاد بی نظمی در کلاس و تخطی از دستورات کلاسی می شود.