رابطه قصه گويي با اهداف آموزشي احمد اکرمي
ما بايد با ايجاد محرکهاي طبيعي مثل قصهگويي و قصهخواني از آغاز دوره کودکي به بچهها کمک کنيم تا نسبت به شناخت محيط پيرامون خود با توجه به ميزان تواناييشان از مفاهيم درک علمي دست يابند و با تمام جنبههاي زندگي فردي و اجتماعي آشنا شوند. از بازي تا ورزش تا آشنايي با هنرهاي موسيقي و ادبيات و اخلاق اجتماعي، حتي پارهيي از مفاهيم علمي و تاريخ فرهنگ بشري.
بايد از قصهگويي به عنوان يک روش آموزشي غيرمستقيم و متناسب با دنياي کودکي و نوجواني به صورت آزاد و داوطلبانه با روشهايي از پيش تعيين شده و کليشهيي سلطهگرايانه بهره گرفت. خلاقيت در فضايي آزاد و به دور از هرگونه اعمال عقيده و اجبار به وجود ميآيد و آزادي در انتخاب موضوع و نوع قصه زمينه رشد خلاقيت را فراهم ميسازد و گرنه انتخاب از پيش تعيين شده چنانکه در کتاب درسي جديد سال اول دبستان در چارچوبي مشخص و تکليف شده نه تنها خلاقيتي را به وجود نميآورد بلکه توانايي يادگيري کودک و نوجوان را نيز به هدر داده و ميل و رغبت او را به مطالعه و يادگيري نيز از بين ميبرد.
روانشناسان و متخصصان آموزش و پرورش بر اين عقيدهاند که شکلگيري فرآيندهاي عالي ذهن انسان در دوران کودکي اگر در شرايط آزاد و دموکراتيک صورت گيرند به مکانيسمهاي فعال و نيرومندي بدل ميشوند که توسط آنها فرهنگ بشري به صورت بخشي از طبيعت او در ميآيند و آن را هماره پويا و زنده نگه خواهند داشت. به اعتقاد «سيمونويچ ويگوسکي» که از مروجين نظريه محرک پاسخ درباره رفتار کودک است، تجزيه و تحليل پوياي ترکيب گفتار و رفتار کودک هم در تاريخچه رشد کودک نقش ويژه دارد و هم در تکوين آن منطق خاصي را طلب ميکند. از نخستين روزهاي رشد،فعاليتهاي کودک در نظامي از رفتار اجتماعي معناي خاص خود را مييابند و چون داراي هدف ميشوند، با عبور از منشور محيط کودک منکسر شده و تجزيه ميشوند، اين مسير از شيء به کودک و از کودک به شيء از فرد ديگري که ميتواند، مادر، مربي، آموزگار، قصهگو و... باشد عبور ميکند. اين ساختار درک پيچيده کودک فرآيند رشدي است که در پيوند با تاريخچه رشد فردي و اجتماعي او معني و مفهوم پيدا ميکند. همه اين فرآيندها از جمله کارکردهاي مغز هستند، که بايد برحسب نظريه علمي تاريخ جامعه انساني مورد مطالعه قرار گيرند.
پس بايد برنامههاي آموزشي رسمي و غيررسمي «کودک محوري» البته نه «کودکسالاري» تهيه و تنظيم شوند. هدف از اين برنامهها نيز ميتواند به ترتيب زير باشد:
1 بالابردن کيفيت محتواي قصهها و مطالب آموزشي براي کودکان و نوجوانان
2 تشويق و ترغيب بيشتر کودکان و نوجوانان به کسب علم و دانش و اخلاق اجتماعي
3 آموزش چگونه لذت بردن از کار و بهرهوري بيشتر از امکانات يعني ايجاد و تقويت روحيه و وجدان کار
4 ارتقا و تکامل درک و شناخت کودکان و نوجوانان از زيبايي، يعني تقويت حس زيباييشناسي
5 ايجاد انگيزه و برانگيختن تمايلات دروني آنها با هدف تحول و تکامل کودکان به انسانهايي کامل و در نتيجه شهرونداني واقعي در سرزمين ملي و عضوي فرهيخته از جامعه بزرگ بشري.
از آنجا که جهان هستي پيوسته در حال دگرگون شدن است و سير تحول آن از کهنه به نو است، تحول هر پديده يا فرآيندي از شکلي به شکلي از مرحلهيي به مرحلهيي ديگر با پيروي از قوانين حاکم بر تحول پديدهها داراي کنش و واکنشي متقابل و پيوستگي و همبستگي متقابل ميشود، نمود آنها نيز در زمان و مکانهاي متفاوت در روندي عيني و گريزناپذير از ساده به سنجيده، از بسط به مرکب، از کميت به کيفيت از ذات به محص، از کثرت به وحدت و از وحدت به کثرت و بالاخره از پست به عالي است و اين روند هماره وجود دارد و پيوسته رو به کمال و تعالي ميرود.
هنر قصهگويي ناگزير براي تبديلشدن به روش آموزشي خلاق بايد از اين قانون پيروي کند تا بتواند به بازسازي و نوسازي خود بپردازد. چنين دگرگوني ميتواند هنر قصهگويي را به عنوان کمهزينهترين، سادهترين و در دسترسترين روش آموزشي براي همه دورههاي سني حتي سالمندان تبديل کند و اين هنر ميتواند در همه مکانها و در تمامي فصول سال براي آموزش مفاهيم علمي و انتقال تجربههاي با ارزش زندگي اجتماعي مورد بهرهبرداري عموم قرار گيرد.
هنر قصهگويي ميتواند با بهرهگيري از امکانات موجود با تمامي اشکال گوناگون خود، از خواندن قصه، يا بيان قصه فيالبداهه تا استفاده از تصاويرو شکل و عروسکها و بازي زنده نمايش، فيلم ... با توجه به نوع پيام يا محتواي خود و متناسب با شرايط مخاطب کاربردي رسمي و غيررسمي داشته باشد.